تبليغاتX
من همان کبوتر بهاریم
من همان کبوتر بهاریم
کاملا شخصی
من یه دختر مشرقیم

دختری که با خیلی  از کارهاش موافق نیستن  پشت پرده راحت سرکوبش میکنن و روی پرده شعار

میدن دلشو میشکونن بعدش با یه چسب میان تا درستش کنن سکوت میکنم تا بجنگم ولی باز من

همون دختر مشرقی هستم دختری که سکوتش نشانه رضایته  حق عاشق شدن ندارم پس دیگه

عاشق نمیشم حق اعتراض ندارم پس اعتراض نمیکنم حق ندارم با صدای بلند بخندم پس نمیخندم

حق ندارم با جنس مخالف رابطه داشته باشم پس تنهایی رو انتخاب میکنم حق ندارم کاری رو که

دوست دارم رو انجام بدم پس انجام نمیدم ..............

همه حقها رو از من گرفتن چون سکوت کردم تا بجنگم ولی افسوس که اینجا سکوت یعنی .......

 


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
»
» .........................
» محمد عزیز
» م ا د ر=مادر
» دوستی با عزرائیل
» خدا میدونم مهربونی خیلی مهربون
» ب ی خ ی ا ل
»
» عشق
» نمیدونم................
»
» سلام خدا
» مینویسم چون هستم و می خوام باشم برای همیشه
»
» سلام و خداحافظ
» گریه کردم...
»
»
» قلب شکسته؟
»
» نمیدونم چم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» همیشه زود دیر میشه
»
»
»
» زمزمه هر روز من
» غم و سیاهی
» ادمک
»
» پر