تبليغاتX
من همان کبوتر بهاریم
من همان کبوتر بهاریم
کاملا شخصی

دلم نگرفته میخوام بنویسم فقط همین میخوام واسه خودم بنویسم هنوز اعتقادمو از دست ندادم میدونم حرفمو دفترهام بهتر میفهمن

خیلی سخته توی این دوره ای که کسی هم درد کس دیگری نیست از خودت بنویسی اگرم احساستو صادقانه تحویل گرگهای انسان نما بدی میگن بازم شعر بافت بازم عاشق شده چرا نمیخوایم بفهمیم عشق جایگاه والایی داره عشق رو باید از خودت شروع کنی تا توی خودت حضرت عشق رو پیدا کنی من فیلسوف نیستم که خیال کنین فلسفه میبافم حرف دلم رو صادقانه اینجا مینویسم تا بدنین هنوز هست دلی که باور داره میشه صادق بود من صداقت رو از دوستی یاد گرفتم که معتقد بود دروغ گو دشمن خداست مگه میشه که من با وجود اینکه لقب اشرف مخلوقات رو یدک میکشم با معشوقم دشمنی کنم...

.

.

.

اومدم تا بنویسم همین ...

راستی کاش میشد یکی درست و حسابی جواب این سوالم رو بده

-چرا دختر پسرا شدن خروس جنگی همش ضد همدیگه مینویسن و میخوان همدیگه رو ضایع کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
»
» .........................
» محمد عزیز
» م ا د ر=مادر
» دوستی با عزرائیل
» خدا میدونم مهربونی خیلی مهربون
» ب ی خ ی ا ل
»
» عشق
» نمیدونم................
»
» سلام خدا
» مینویسم چون هستم و می خوام باشم برای همیشه
»
» سلام و خداحافظ
» گریه کردم...
»
»
» قلب شکسته؟
»
» نمیدونم چم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» همیشه زود دیر میشه
»
»
»
» زمزمه هر روز من
» غم و سیاهی
» ادمک
»
» پر