تبليغاتX
من همان کبوتر بهاریم
من همان کبوتر بهاریم
کاملا شخصی

نمی دونم چرا چند وقته یه غم سنگین توی دلم جا خوش کرده دلیلشو نمیدونم ولی اینو میدونم که خیلی ازارم میده خفه ام میکنه کاش حداقل دلیلشو میدونستم گیجم ،احساس رفتن همه وجودمو گرفته بدم میاد از احساسی که ندونم دلیلش چیه سردرگمم نمیدونم چکار کنم این احساس حسابی کسلم کرده برنامه ریزی زندگیم بهم خورده کاش حداقل دلیلشو میدونستم ولی خوب میدونم هیچکی مسببش نیست ولی این غم سنگین چیکار داره با من؟ به خدا نمیخوام ،نمیخوام. انقده این احساس سنگینه که توان دردو دل کردنم ازم گرفته اصلا نمیدونم چی میخوام ؟این احساس همه اکسیژن اطرافمو از من گرفته دارم خفه میشم...............


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
»
» .........................
» محمد عزیز
» م ا د ر=مادر
» دوستی با عزرائیل
» خدا میدونم مهربونی خیلی مهربون
» ب ی خ ی ا ل
»
» عشق
» نمیدونم................
»
» سلام خدا
» مینویسم چون هستم و می خوام باشم برای همیشه
»
» سلام و خداحافظ
» گریه کردم...
»
»
» قلب شکسته؟
»
» نمیدونم چم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» همیشه زود دیر میشه
»
»
»
» زمزمه هر روز من
» غم و سیاهی
» ادمک
»
» پر